مؤلف مجهول
59
هداية الأصول ( شرح فارسى باب حادى عشر ) ( فارسى )
شىء . سيّم : بودن شىء عين شىء ديگر . امّا بطلان معنى اوّل و ثانى ، از براى آنكه اللّه تعالى واجب الوجود است لذاته ؛ و تغيّر از صفتى به صفتى ديگر ، حال ممكن است ؛ و همچنين منتقل به چيزى كه مركّب است از آن چيز و از غير آن چيزها به اعتبار قبول آن چيز يا غيرصورت اجتماعى را كه حاصل است مر آن دو چيز را ؛ و مركّب حادث است ؛ و ثابت شد كه اللّه تعالى مركّب نيست ؛ و هر محلّ كه اللّه تعالى مركّب نباشد ، جزء غير نيز نخواهد بود ؛ و اين ظاهر است . و امّا سيّم « 1 » - يعنى آنكه اللّه تعالى عين شيئى ديگر نيست - از براى آنكه اين شىء غيرواجب اگر واجب باشد ، لازم مىآيد تعدّد واجب ؛ و اگر آن شىء ممكن باشد ، لازم مىآيد اجتماع ممكن و واجب ؛ و اين باطل است . از براى آنكه امكان و وجوب منافى يكديگرند - چنانچه گذشت - يا لازم مىآيد كه واجب ممكن شود يا ممكن واجب ؛ و اينها همه باطل است . پس اينكه واجب تعالى عين شىء ديگر شود نيز باطل است . تنبيه : مخفى نماند كه مناسب آن است كه مراد از معنى اتّحاد ، معنى حقيقى باشد و معنى حقيقى اتّحاد يافت نمىشود نه در ممكن و نه در واجب . از براى آنكه دو شىء بعد از اتّحاد باز دو موجودند ؛ پس ايشان دو چيزند كه متميّزند از يكديگر و اين منافى اتّحاد است ، يا آنكه هردو معدومند ؛ پس اينجا نيز اتّحاد نيست ؛ از براى عدم صيرورت احدى ديگرى ؛ يا آن است كه يكى از اين دو موجود است و ديگرى معدوم ، اينجا نيز اتّحاد نيست ؛ از براى آنكه محال است اتّحاد معدوم با موجود ، و اتّحاد موجود با معدوم ، و هر محلّ كه ممتنع است اتّحاد مطلقا ، پس اللّه
--> ( 1 ) . س : ثابت .